مزايايي كه تجارت سيار دارد باعث شده كه كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه پيشرو سرمايهگذاريهاي كلاني را انجام دهند، برخي از مزيتها عبارتند از :
1. تسريع در عمليات[1]: مصرف كنندگان در حال حركت، كار ، مسافرت، تجمع و خريد ميتوانند تجارت را انجام دهند.
2.ايجاد ارتباط شبكه[2] : استفادهكنندگان ميتوانند در موقعيتهاي مختلف با همديگر ارتباط برقرار نموده و بازاريابها ميتوانند از اين شيوه دسترسي براي گسترش توليدات و ارايه پيشنهادهاي مطابق با انتظارات مشتريان استفاده كنند.
3.عموميت بخشي[3]: با گسترش فناوريهاي مكانيابي از قبيل سيستمهاي مكانيابي جهاني[4] (GPS)، شركتها ميتوانند استفادهكنندگان را در همه جا شناسايي كنند و كالاهاو خدمات خود را در محلهاي آنها معرفي نمايند.
4. قابليت حمل دادهها[5]: مصرفكنندگان ميتوانند از فايلهاي توليدات،آدرس شركتها، اطلاعات مربوط به رستورانها و هتلها، حسابهاي بانكي، جزئيات كارتهاي اعتباري و پرداختي و امنيت اطلاعات و دسترسي به اطلاعات مورد نياز استفاده نمايند.
در صورتي كه در تجارت الكترونيكي با توجه به استفاده از رايانهها و شبكه خط مستقيم چنين مزايايي وجود ندارد. تجارت الكترونيكي نياز به زيرساختارها و تجهيزات گران قيمت دارد. هزينههاي زيرساختها در تجارت سيار نسبت به تجارت الكترونيكي پايين است، امروزه ارتباطات از طريق اينترنت و تلفن همراه نقش مهمي در همگرايي دارد.
در بيشتر كشورهاي توسعه يافته، مشتريان از تلفن همراه براي خريد از مغازههاي خردهفروشي، همچنين براي ارتباط با بانكها و رزرو كردن در مسافرتها، ديدن ورزشها و برنامههاي خبري و جستجوي شبكه استفاده ميكنند.
م
زايايي كه تجارت سيار دارد باعث شده كه كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه پيشرو سرمايهگذاريهاي كلاني را انجام دهند، برخي از مزيتها عبارتند از :
1. تسريع در عمليات[1]: مصرف كنندگان در حال حركت، كار ، مسافرت، تجمع و خريد ميتوانند تجارت را انجام دهند.
2.ايجاد ارتباط شبكه[2] : استفادهكنندگان ميتوانند در موقعيتهاي مختلف با همديگر ارتباط برقرار نموده و بازاريابها ميتوانند از اين شيوه دسترسي براي گسترش توليدات و ارايه پيشنهادهاي مطابق با انتظارات مشتريان استفاده كنند.
3.عموميت بخشي[3]: با گسترش فناوريهاي مكانيابي از قبيل سيستمهاي مكانيابي جهاني[4] (GPS)، شركتها ميتوانند استفادهكنندگان را در همه جا شناسايي كنند و كالاهاو خدمات خود را در محلهاي آنها معرفي نمايند.
4. قابليت حمل دادهها[5]: مصرفكنندگان ميتوانند از فايلهاي توليدات،آدرس شركتها، اطلاعات مربوط به رستورانها و هتلها، حسابهاي بانكي، جزئيات كارتهاي اعتباري و پرداختي و امنيت اطلاعات و دسترسي به اطلاعات مورد نياز استفاده نمايند.
در صورتي كه در تجارت الكترونيكي با توجه به استفاده از رايانهها و شبكه خط مستقيم چنين مزايايي وجود ندارد. تجارت الكترونيكي نياز به زيرساختارها و تجهيزات گران قيمت دارد. هزينههاي زيرساختها در تجارت سيار نسبت به تجارت الكترونيكي پايين است، امروزه ارتباطات از طريق اينترنت و تلفن همراه نقش مهمي در همگرايي دارد.
در بيشتر كشورهاي توسعه يافته، مشتريان از تلفن همراه براي خريد از مغازههاي خردهفروشي، همچنين براي ارتباط با بانكها و رزرو كردن در مسافرتها، ديدن ورزشها و برنامههاي خبري و جستجوي شبكه استفاده ميكنند.
بر اساس پيشبيني مؤسسه OVUM حجم تجارت سيار در جهان تا پايان سال 2006 به بيش از 20 ميليارد دلار خواهد رسيد كه نسبت به پيشبيني 8 ميليارد دلار در سال 2005 و 7/4 ميليارد دلار در سال 2004 قابل توجه بوده و حاكي از يك جهش اساسي در سال 2006 ميباشد. مؤسسه تحقيقاتي Jupiter نيز تخمينهائي به شرح جدول (1) از حجم تجارت سيار برحسب مناطق جغرافيايي جهان ارائه داده كه پيش بيني ميشود به 2/22 ميليارد دلار در سال 2005 برسد(4).
جدول(1 ):حجم تجارت سيار(ميليارد دلار)
|
| |||||
|
سال ناحيه |
2001 |
2002 |
2003 |
2004 |
2005 |
|
آمريكاي شمالي |
1/0 |
2/0 |
7/0 |
8/1 |
5/3 |
|
اروپاي غربي |
1/0 |
5/0 |
7/1 |
6/4 |
8/7 |
|
آسيا |
3/1 |
6/2 |
5 |
4/7 |
4/9 |
|
آمريكاي لاتين |
0/0 |
0/0 |
1/0 |
2/0 |
5/0 |
|
ساير |
0/0 |
1/0 |
2/0 |
4/0 |
1 |
|
كل جهان |
5/1 |
4/3 |
6/7 |
5/14 |
2/22 |
|
آمريكا |
1/0 |
2/0 |
6/0 |
7/1 |
3/3 |
|
ژاپن |
2/1 |
1/2 |
5/3 |
5/4 |
5/5 |
|
Source:www.clickz.com/stats/sectors/wireless/article.php/513431 | |||||
4- مزاياي تجارت سيار
مزايايي كه تجارت سيار دارد باعث شده كه كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه پيشرو سرمايهگذاريهاي كلاني را انجام دهند، برخي از مزيتها عبارتند از :
1. تسريع در عمليات[1]: مصرف كنندگان در حال حركت، كار ، مسافرت، تجمع و خريد ميتوانند تجارت را انجام دهند.
2.ايجاد ارتباط شبكه[2] : استفادهكنندگان ميتوانند در موقعيتهاي مختلف با همديگر ارتباط برقرار نموده و بازاريابها ميتوانند از اين شيوه دسترسي براي گسترش توليدات و ارايه پيشنهادهاي مطابق با انتظارات مشتريان استفاده كنند.
3.عموميت بخشي[3]: با گسترش فناوريهاي مكانيابي از قبيل سيستمهاي مكانيابي جهاني[4] (GPS)، شركتها ميتوانند استفادهكنندگان را در همه جا شناسايي كنند و كالاهاو خدمات خود را در محلهاي آنها معرفي نمايند.
4. قابليت حمل دادهها[5]: مصرفكنندگان ميتوانند از فايلهاي توليدات،آدرس شركتها، اطلاعات مربوط به رستورانها و هتلها، حسابهاي بانكي، جزئيات كارتهاي اعتباري و پرداختي و امنيت اطلاعات و دسترسي به اطلاعات مورد نياز استفاده نمايند.
در صورتي كه در تجارت الكترونيكي با توجه به استفاده از رايانهها و شبكه خط مستقيم چنين مزايايي وجود ندارد. تجارت الكترونيكي نياز به زيرساختارها و تجهيزات گران قيمت دارد. هزينههاي زيرساختها در تجارت سيار نسبت به تجارت الكترونيكي پايين است، امروزه ارتباطات از طريق اينترنت و تلفن همراه نقش مهمي در همگرايي دارد.
در بيشتر كشورهاي توسعه يافته، مشتريان از تلفن همراه براي خريد از مغازههاي خردهفروشي، همچنين براي ارتباط با بانكها و رزرو كردن در مسافرتها، ديدن ورزشها و برنامههاي خبري و جستجوي شبكه استفاده ميكنند.
پيشرفت فناوري و توسعه فناوريهاي سيار منجر به شكلگيري نوع جديدي از تجارت الكترونيكي تحت عنوان تجارت سيار شده است. در اين نوع تجارت ارتباطات بهصورت سريع و بيسيمي[1]صورت ميگيرد. تجارت سيار عبارت است از خريد و فروش كالاها و خدمات با استفاده از وسايل بيسيمي از قبيل تلفنهاي همراه يا كمك دادههاي شخصي[2]. با وجود آنكه هنوز بسياري از سئوالات و ابهامات فني، تجاري و قانوني در زمينه تجارت سيار باقي مانده است اما امتيازات منحصر به فرد اين پديده منجر به رشد سريع بكارگيري ابزارهاي همراه در مبادلات تجاري و به تبع آن بازاريابي كالاها و خدمات، حتي در كشورهاي در حال توسعه شده است، به گونهاي كه در بسياري از كشورهاي در حال توسعه تجارت سيار به عنوان گزينهاي براي تسهيلات مخابراتي در نظر گرفته شده است. با رشد ضريب نفوذ تلفن همراه و توسعه تجارت سيار، پرداخت سيار يک نياز اجتناب ناپذير براي پرداخت هزينة کالاها و خدمات خواهد
|
25 mm |
|
25 mm |
مشتريان همواره علاقمند به استفاده از روشهاي ساده، سريع، شخصي، امن و قابل استفاده در هر مکان و زمان هستند و دستگاههاي سيار بدليل راحتي استفاده، بلادرنگ بودن، عدم نياز به پول نقد جانشين خوبي میباشند. البته نبايد ريسکها و مشکلات امنيتي خاص اين محيط را ناديده گرفت. براساس تحقيقات انجام شده توسط Forrester ، مسائل امنيتي مانع اصلي براي حدود 52 درصد کساني است که هيچ نوع تراکنش تجاري با تلفنهاي همراه انجام نميدهند. امن کردن اطلاعات پرداخت روي اينترنت و شبکه تلفن همراه کار پرزحمت ولي ممکني است. با دقت کافي، توجه به جزئيات، انتخاب و استفاده از ابزارهاي مناسب ميتوان حريمهاي خصوصي و يکپارچگي را هم براي دادههاي مشتريان و هم براي ساير دادهها فراهم نمود. هميشه بايد توجه داشت که هر راهحل امنيتي نياز به توجه و نظارت دايمي دارد.
چشمانداز ارتباطات سيار حاكي از آن است كه تجارت سيار به احتمال بسيار زياد يكي از اصليترين عوامل زمينهساز تبادل دادههاي ديجيتالي در بسياري از كشورهاي در حال توسعه خواهد بود. در اين بررسي با مطالعه تعاريف، مفاهيم، تكنولوژيهاي موجود ،كاربردها، مزايا و چالشهاي تجارت سيار به معرفي اين پديده پرداخته شده است.
ای چند ماه واسه ارشد می خوندم.
خدا لطف کرد و قبول شدم
هرچند الانم خیلی گرفتارم ولی سعی می کنم مطالب خوبی پست کنم واستون
فصلنامه علمي-تخصصي هنر مديريت زير نظر مديريت پژوهشي دانشگاه امام رضا(ع)
به منظور تقويت بنيان هاي اساسي پژوهش اقدام به برگزاري جشنواره مقاله نويسي
با محوريت
نوآوري و شکوفايي و
نقش اطلاعات در جهت پيشبرد اهداف اصل 44
مي نمايد. از اساتيد و دانشجويان محترم دعوت به عمل مي آيد تأليفات و ترجمه هاي خود را پيرامون موضوع به آدرس الکترونيکي honar_modiryat84@yahoo.com ارسال نمايند.
توضيح:
_آخرين مهلت ارسال مقالات 10/12/87 مي باشد.
ــجشنواره در دو بخش اساتيد و دانشجويان داوري مي شود.
_مقالات برگزيده در فصلنامه علمي تخصصي هنر مديريت منتشر خواهد شد.
|
هفته پژوهش و فناوري سالانه مي شود |
| |||
| ||||
سلام سلام
بعد 7 ماه دوباره سلام
عجب روزگاريه...
تو اين مدت يلي اتفاق ها گذشت اصلا يادم رفت وبلاك دارم
البته الانم فكر نكنم بتونم مطلب بزارم
كلي مطلب تاليفي توب دارم كه سر فرصت پست ميزارم
فعلا
که گویا قبل از هر فریاد لازم است./
در يكي از خيابان هاي اصلي شهري چاله اي بود كه باعث بروز حوادث متعدد براي شهروندان ميشد .مديران شهر طي جلسه هاي بر آن شدند كه مشكل را حل كنند.
مدير اول گفت: بايد آمبولانسي هميشه در كنار چاله آماده باشد تا مصدومين را به بيمارستان برساند.
مدير بالاتر گفت: نه، وقت تلف ميشود. بهتر است بيمارستاني در كنار چاله احداث كنيم.
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با هم با قطار براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند.
يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند.
بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.![]()
بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند.
وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط ، لطفا !!!![]()
![]()
خلاقیت و ابتکار:
بروز و ظهور خلاقیت نیازمند آمادگی است و این آمادگی در سایه ممارست، تمرین و افزایش آگاهی و مهارت میسر می شود. هر چه دامنه علم، دانش و مهارت گسترده تر باشد احتمال بروز خلاقیت، ابتکار و نوآوری نیز افزایش پیدا می کند. بنابراین هر روز با مطالعه، تحقیق، کار و تلاش باید موقعیتی را فراهم آورد تا بیشترین بهره از قوه خلاقه برده شود.
باید پذیرفت و باور داشت که این گوهر نفیس و گران بها در وجود همة ما از ابتدای خلقت تعبیه گردیده ، چرا که خداوند ما را نمایندگان خود در روی زمین قرار داده است. این فلسفه و این ایمان منشا بیداری اندیشه، فکر و پیدایش خلاقیت است.
با علم و اعتقاد به آنچه که در پی می آید، با عمل و با مداومت در انجام آنها، هر انسانی حتی با نازل ترین درجة خلاقیت قادر است جرقة مقدس را شعله ور ساخته و خلاقیت خفته را پیدا کند.
البته به نظر من بهتر که در این جور مواقع خلاقیت خفته خود را بیدار نکنید اجازه دهید همین جور خفته بماند. ![]()
![]()
نکته اخلاقی : در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!
ها در پيش روي سازمان قرار ميگيرند، پيش از آنكه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسايي شده و رفتار مناسب براي برخورد با آنها اتخاذ شود.
اگر كوهي روبه رويم قرار گيرد در نمي مانم، چنان مي كوشم تا از آن بالا بروم و يا راهي در درونش بيابم يا از زير آن تونلي مي زنم يا تنها مي ايستم و با ياري خدا به معدني از طلا تبديلش مي كنم.
به نظر من برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد زیرا آنها بر این باورند که یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت!

ریاضیات اداری
رئیس باهوش+ کارمند باهوش= سود
رئیس باهوش +کارمند خنگ = تولید
رئیس خنگ +کارمند باهوش= ترفیع
رئیس خنگ + کارمند خنگ = اضافه کاری

وقتي من يك كاري را دير تمام مي كنم، من كند هستم.
وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.
وقتی من کاری را انجام ندهم من تنبل هستم.
وقتی رئیسم کاری را انجام ندهد او مشغول است.
وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتي رئيسم اين كار را بكند، او ابتكار عمل بخرج داده است.
وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري مي كند.
وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.
وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.
وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشت زدن هستم.
وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مریض هستم.
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.
وقتی من مرخصی بخواهم باید یک جلسه دلیل و توجیه بیاورم.
وقتی رئیسم به مرخصی برود باید می رفت چون خیلی کار کرده است.
وقتي من كار خوبي انجام مي دهم، رئيسم هرگز به خاطر نمي آورد.
وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نمي كند

تعریف
بازار ارز به بازاری گفته می شود که معاملات آن برای تاثیرگذاری بر انتقال پول یک کشور به کشور دیگر انجام می گیرد. (فاركس بازار جهاني خريد و فروش ارز است.)
این بازار محل مشخصی ندارد و بازاری است بین المللی که معاملات آن از طریق وسایل ارتباطی راه دور مثل تلفن و تلکس صورت می پذیرد.
در اصل، نیاز به تسویه حساب با طرف های تجاری خارجی بود که برات خارجی را به عنوان عامل کارسازی حساب ها رواج داد و موجب شد تا همه بانک ها و دیگر موسسات مالی بین المللی آن را بپذیرند. در ابتدا معاملات روی برات ها از طریق تنزیل آنها انجام می شد و چنین بود که بازار ارز پدید آمد و میزان این برات عامل تشخیص فعالیت های بین المللی شد. در دوران کنونی این بازار گسترش فراوان یافته است و تحت تسلط سازمان های مالی قرار دارد که از راه خرید و فروش ارز منافع حاصل از تفاوت میان نرخ ارز و نرخ بهره در مراکز مالی مختلف را به خود اختصاص می دهند.
بازار ارز در ایران
در ایران در پی ازدیاد سریع درآمد ارزی ناشی از افزایش قیمت نفت در سال 1973، بانک مرکزی ایران در دی ماه سال 1353 اقدام به تاسیس یک بازار ارز غیربازرگانی کرد تا از این راه محدودیت های ارزی موجود بر سر راه ایجاد یک بازار بین المللی پول و سرمایه در کشور را از میان بردارد.
در ابتدا منبع تغذیه کننده این بازار ارزهای حاصل از صدور کالاهای غیر نفتی بود، لیکن چون این منبع جوابگوی تقاضا برای ارز نبود، لذا بانک مرکزی سیاست فروش ارز به بانک ها برای مصارف غیر بازرگانی را در پیش گرفت. با توجه به تلاطم و بی ثباتی اقتصادی و سیاسی در اواخر برنامه عمرانی پنجم
( 57-1352)، بازار مزبور عملاً به صورت مجرای اصلی خروج ارز از ایران درآمد، به طوری که در خلال عمر حدوداً پنج ساله بازار، بخش اعظم هفت میلیارد دلار فروخته شده به آن از کشور خارج شد. این مجرای اصلی فرار سرمایه سرانجام در آبان سال 1357 بسته شد.
1- امروز خود را با نگرانی آینده و حسرت گذشته هدر نمیدهد.
۲-هر روزشان از روز قبلی پر بارتر است و هر روز چیز تازهایی می آموزد.
۳- اهداف مشخصی دارد و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی میکند.
۴-مسئولیت تمام اتفاقات افتاده را بر عهده میگیرد.(یک فرد موفق اگر اشتباه کند میگوید اشتباه کردم ولی فرد بازنده همیشه میگوید تقصیر من نبود.)
۵-کنجکاو است و هر ریسک منطقی را میپذیرد.
۶-همیشه احساس شادی میکند و این شادی را با همه تقسیم میکند.
۷-از مهارت و اطلاعات کافی و بروز در رشته خود بر خوردار است.
۸-از تمامی فرصت ها به نحو احسن استفاده میکند.
۹-دروغ نمی گوید
۱۰- جدی و مصمم است.
یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.
از ماهیگیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟
ماهیگیر: مدت خیلی کمی.
تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟
ماهیگیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.
تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنی؟
ماهیگیر: تا دیر وقت میخوابم, یه کم ماهیگیری میکنم, با بچهها بازی میکنم بعد میرم توی دهکده و با دوستان شروع میکنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.
تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهیگیری کنی. اون وقت میتونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه میکنی. اون وقت یه عالمه قایق برای ماهیگیری داری!
ماهیگیر: خوب، بعدش چی؟
تاجر: به جای اینکه ماهیها رو به واسطه بفروشی، اونا رو مستقیــما به مشتریها میدی و برای خودت کسب و کار درست میکنی... بعدش کارخونه راه میاندازی و به تولیداتش نظارت میکنی... این دهکده کوچک رو هم ترک میکنی و میری مکــــزیکوسیتی! بعد از اون هم لسآنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهمتری می زنی...
ماهیگیر:این کار چقدر طول می کشه؟
تاجر: پانزده تا بیست سال!
ماهیگیر: اما بعدش چی آقا؟
تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد، میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی! این کار میلیونها دلار برات عایدی داره.
ماهیگیر: میلیونها دلار! خوب بعدش چی؟
تاجر: اون وقت بازنشسته میشی! میری یه دهکــدهی ساحلی کوچیک! جایی که میتونی تا دیر وقت بخوابی! یه کم ماهیگیری کنی، با بچههات بازی کنی! بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.
|
عنوان کتا ب |
مدیریت در عرصه فرهنگها : مباحث و دیدگاهها |
|
زبان |
فارسي |
|
نويسنده |
پت جوینت ، ملکم وار |
|
سال انتشار |
1385 |
|
ناشر |
نشر مشترک سازمان سمت و مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) |
|
محل نشر |
تهران |
|
مترجم |
محمد تقی نوروزی |
|
فهرست مطالب |
فصل اول: مقدمه: رويكردهاي ميانفرهنگي |
|
خلاصه كتاب |
|
هميشه با ضرب طبل خودتان حركت كنيد. مهم
نيست كه صداي آن چقدر ضعيف يا دور باشد.
هنري تورو
زندگي مانند دوچرخه سواري است. براي حفظ
تعادل بايد حركت كرد. آلبرت انيشتين
مسائل را در همان سطح آگاهي كه به وجود
آمده است نمي توان حل كرد. آلبرت انيشتين
ما به افرادي كه در ورود به عرصه «غير ممكن»
تخصص دارند نياز داريم. تئودور روتكي
در عـصر تغييرات مـسـتـمر، تنــها
«يــادگيــرندگان» آيـنــده را به ارث خواهند برد.
مابـقي خود را براي زندگي در دنـيايي مجهـز
كـرده اند كه ديگر وجـود نـــــدارد. اريك هوفر
فردا همواره خواهد رسيد و هميشه با روزهاي
ديگر متفاوت خواهد بود.
فردا ، حتي بزرگ ترين شركت ها نيز در معرض
خطر هستند ، اگر در مورد آينده شان نينديشيده
باشند . پيتر دراكر
TRIZ (نظريه حل خلاقانه مساله ) یکی از موثرترین روشهای توسعه نوآوری است . این روش شناسی قدرتمند نياز به سازش و ايجاد تعادل ناشي از تضاد بين مقياسهاي مختلف عملکرد را ازبين مي برد. ضمنا TRIZ ازشناسايي تضادها به عنوان موقعيتهايي براي بهبود و تصحيح فرآيند طراحي استقبال مي کند
چهل اصل نوآوری TRIZ
اصل ۱ – جداسازی
الف ) جسم را به اجزای جدا از هم تقسيم کنيد.
ب ) جسم را به صورت قطعه قطعه در آوريد.
ج ) ميزان قطعه قطعه بودن جسم را افزايش دهيد.
اصل ۲– استخراج
الف ) مشخصه يا قطعهای مزاحم جسم را از آن برگزينيد ( آن را جدا کرده يا حذف کنيد )
ب ) تنها مشخصه يا قطعه لازم را برگزيند .
اصل ۳– کيفيت موضعی
الف ) از ساختار همگن يک جسم يا محيط خارجی ( عملکرد بيرونی ) , به سوی ساختار ناهمگن گذر کنيد
ب ) اجرای مختلف جسم را به انجام کارکردهای مختلف وا داريد .
ج ) هر قسمت از جسم را, در شرايطی که عملکرد آن مطلوبتر است قرار دهيد .
اصل ۴ – عدم تقارن
الف ) فرم تقارن يک جسم را با فرم نامتقارن آن جايگزين کنيد .
ب ) در صورتی که جسم موجود نامتقارن است ميزان عدم تقارن آن را افزايش دهيد .
اصل ۵ – ترکيبکردن ( ادغام کردن)
الف ) اجسام مشابه يا اجسامی را که برای انجام عملکردهای پياپی در نظر گرفته شدهاند به صورت مکانی با يکديگر ترکيب کنيد .
ب ) عملکردهای مشابه يا پياپی را به صورت زمانی با يکديگر ترکيب کنيد .
اصل ۷ – تو در تو بودن
الف ) جسمی را داخل جسم دوم و جسم دوم را نيز داخل جسم سوم قرار دهيد.
ب ) جسمی از داخل حفرهای در جسم ديگر بگذرانيد.
اصل ۸ – عامل تعادل و توازن
الف ) وزن جسم را به وسيله اتصال دادن آن با جسم ديگری که دارای نيروی بالا برنده است , جبران کنيد .
ب ) وزن جسم را به وسيله نيروهای آيروديناميکی يا هيدروديناميکی جبران کنيد .
اصل ۹ – مقابله پيشاپيش
الف ) در صورتی که لازم است عملکردی انجام شود , مقابله پيشاپيش نسبت به آن را مد نظر داشته باشيد .
ب ) در صورتی که لازم است جسمی تحت کشش باشد , کشش متضاد آن را پيشاپيش مد نظر داشته باشيد .
اصل ۱۰ – کنش پيشاپيش
الف ) کنش مورد نياز را به صورت کلی و جزئی , پيشاپيش انجام دهيد .
ب ) به اجسام طوری نظم بدهيد که بدون اتلاف وقت در زمانی که منتظر کنش هستند , وارد عمل شوند.
اصل ۱۱- حفاظت پيشاپيش
قابليت اطمينان نسبتا پايين يک جسم را با يک حرکت خنثی کننده, پيشاپيش جبران کنيد .
اصل ۱۲ – هم پتانسيلی
شرايط کار را طوری تغيير دهيد که لازم نباشد جسمی بالا رفته يا پايين بيايد .
اصل ۱۳ – معکوس کردن
الف ) به جای عملکردی که توسط مشخصات مساله تحميل شده عملکرد مخالف آن را به کار گيريم .
ب ) شئ را به يک قطعه متحرک تبديل کنيد , يا اينکه قطعات غير متحرک را متحرک ساخته و محيط خارج را غير متحرک نمايد .
اصل ۱۴ – كروی ساختن
الف ) قطعه های خطی و سطوح مسطح را با قطعات و سطوح خميده و همچنين اشکال مکعبی را با اشکال کروی تعويض کنيد
ب ) از غلتکها , توپها و مارپيچها استفاده کنيد .
اصل ۱۵- پويايی
الف ) مشخصات جسم يا محيط خارج را به گونهای بسازيد که برای عملکرد بهينه , عمليات در هر مرحله به طور خودکار تنظيم شود .
ب ) جسم را به عناصری تقسيم کنيد که بتوانند به صورت مرتبط با هم , موقعيت خود را تغيير دهند .
ج ) در صورتی که جسمی غير قابل حرکت يا قابل تعويض کنيد .
اصل ۱۶- عملکرد ناقص, بيش از حد يا مازاد
اگر به دست آوردن 100% يک اثر مطلوب مشکل است , برای سادهسازی مساله مقداری کمتر يا بيشتر از آن را به دست آوريد .
اصل ۱۷ – حرکت به بعدی جديد
الف ) مسائل مربوط به حرکت خطی جسم را با امکان پذير ساختن حرکت در دو بعد , برطرف کنيد ( در راستای يک سطح ) . به نحو مشابه , مسائل مربوط به حرکت جسم در يک صفحه را با امکان پذير ساختن حرکت در سه بعد , برطرف نماييد .
ب ) به جای آرايش اجسام در يک لايه, آرايشی چند لايهای را به کار ببريد .
ج ) جسم را کج کرده يا بر روی لبه خود بچرخانيد .
د ) تصاوير را بر روی سطوح مجاور يا عقب جسم بياندازيد .
اصل ۱۸- ارتعاش مکانيکی
الف ) جسم را به ارتعاش وا داريد .
ب ) اگر جسم در حال نوسان است , فرکانس آن را تا حد فرا صوت افزايش دهيد .
ج ) فرکانس تشديد را به کار بگيريد .
د ) به جای ارتعاشات مکانيکی از ارتعاشات پيزو استفاده کنيد .
ه ) ارتعاشات فرا صوت و ميدان الکترومغناطيسی را با هم به کار بگيريد .
اصل ۱۹ – عملکرد دوره ای
الف ) به جای عملکرد مستمر از يک عملکرد دوره ای ( ضربه ای ) استفاده کنيد .
ب ) در صورتيکه يک عملکرد هم اکنون دوره ای است , فرکانس آن را عوض کنيد .
ج ) از توقف های بين ضربهها برای تامين کنشهای اضافی بهره بگيريد .
اصل۲۰ – تداوم کنش مفيد
الف ) عملکرد را بدون توقف به انجام برسانيد , در اين حال بايد تمام قطعات جسم به طور مستمر و با ظرافت کامل , در حال کار باشند .
ب ) يک حرکت زايد و واسطهای را حذف کنيد .
اصل۲۱- حمله سريع
عملکرد زيان بار يا خطرناک را با سرعت بسيار بالا به انجام برسانيد.
.
اصل۲۲- تبديل ضرر به سود
الف ) يک اثر زيان بار يا يک عامل زيان بار محيطی را برای به دست آوردن يک اثر مثبت به کار بگيريد .
ب ) با ترکيب يک عامل زيان بار با يک عامل زيان بار ديگر , آن را از ميان برداريد .
ج ) مقدار کنش زيان بار را تا جايی که ضررهای آن بر طرف شود , افزايش دهيد .
اصل ۲۳- باز خورد
الف ) بازخورد را ارائه کنيد .
ب ) در صورتی که بازخورد هم اکنون موجود است , آن را معکوس کنيد .
اصل ۲۴- واسطه و ميانجی
الف ) برای انتقال يا انجام يک عملکرد , از يک جسم واسطه استفاده کنيد .
ب ) جسم به طور موقت به جسم ديگری که حذف کردن آن آسان است , متصل کنيد .
اصل ۲۵- خدمت دهی به خود
الف ) کاری کنيد که شئ مورد نظر کارهای خدماتی, کارکردهای کمکی و عمليات مربوط به تعميرات خود را, خود انجام دهد . ب ) از زايدات مواد و انرژی استفاده کنيد .
اصل ۲۶- کپیکردن
الف ) به جای استفاده از جسمی که ساختار پيچيده دارد , گران قيمت و حساس است و کار با آن راحت نيست , از کپی ساده و ارزان قيمت آن استفاده کنيد .
ب ) يک جسم يا سيستمی متشکل از چند جسم را با کپی و يا تصاوير اپتيکی آن تعويض کنيد برای کوچک و بزرگ کردن تصوير میتوانيد از يک مقياس استفاده کنيد .
ج ) در صورتی که از کپیهای اپتيکی با نور معمولی استفاده میکنيد آنها را با نوع مادون قرمز يا ماورای بنفش تعويض کنيد
اصل ۲۷- استفاده از جسم ارزان قيمت با عمر کوتاه به جای جسم گران قيمت و با دوام
يک جسم گران قيمت را با مجموعهای از اجسام ارزان قيمت تعويض کرده و از برخی مشخصا ت چشم پوشی کنيد ( برای مثال عمر طولانی ) .
اصل ۲۸- تعويض يک سيستم مکانيکی
الف ) سيستم مکانيکی را با يک سيستم نوری صوتی يا بويايی تعويض کنيد .
ب ) از ميدانهای الکترونيکی, مغناطيسی يا الکترو مغناطيسی برای اثر گذاری بر جسم استفاده کنيد .
ج ) ميدانها را تعويض کنيد .
د ) يک ميدان را به همراه ذرات فرو مغناطيس به کار ببريد .
اصل ۲۹- استفاده از ساختار پنوماتيک يا هيدرو ليک
قطعات جامد يک جسم را با مايع يا گاز تعويض کنيد اين قطعات برای باد شدن می توانند از هوا يا آب استفاده کنند, همچنين میتوانيد بالشهای هوا يا هيدرواستاتيک را به کار بگيريد .
اصل ۳۰- پرده های انعطاف پذير يا پوستههاي نازک
الف ) ساختار معمول را با غشای انعطاف پذير و پردههای نازک تعويض کنيد .
ب ) يک جسم را به وسيله پردههای نازک غشای ظريف از محيط خارج آن جدا کنيد .
اصل ۳۱ – استفاده از متخلخل
الف ) جسم را متخلخل نموده يا از اجرای متخلخل اضافی استفاده کنيد ( به صورت محتويات داخلی, روکش و غيره )
ب ) در صورتی که جسم هم اکنون متخلخل است , حفره ها را پيشاپيش با مادهای پر کنيد .
اصل ۳۲- تعويض رنگ
الف ) رنگ جسم يا محيط اطراف آن را تغيير دهيد .
ب ) شفافيت جسم يا محيط اطراف آن را تغيير دهيد .
ج ) به منظور مشاهده بهتر اجسام يا اشيايی که ديدن آنها مشکل است , از مواد افزودنی رنگين استفاده کنيد .
د ) در صورتی که هم اکنون از چنين مواد افزودنی استفاده می شود , از علايم درخشان يا اجزای ردياب استفاده کنيد .
اصل ۳۳- همجنس و همگنسازی
کاری کنيد که اجسام با جسم اوليه هم جنس خود , يا جنسی با رفتار مشابه جنس خود , تعامل داشته باشند .
اصل ۳۴- ردکردن و باز سازی قطعات
الف ) پس از تکميل يک عملکرد و يا بی استفاده شدن يک جزء از جسم , آن را دور انداخته يا تغيير دهيد ( مثلا آن را تخريب يا حل کنيد يا بخار نماييد )
ب ) هر قطعه استفاده شده جسم را سريعاً بازسازی کنيد .
اصل ۳۵- تغيير خواص فيزيکی و شيميايی يک جسم
حالت کلی يک جسم , تراکم چگالی , ميزان انعطاف پذيری و يا دمای جسم را عوض کنيد .
اصل ۳۶ – تغيير فاز
اثری را که زمان تغيير فاز يک ماده اتفاق میافتد , به کار بگيريد نمونههای زمان تغيير حجم يا زمان تغيير حجم يا زمان آزادسازی يا جذب انرژی هستند .
اصل ۳۷- انبساط حرارتی
الف ) از انبساط ( انقباض ) يک ماده به کمک حرارت ( سرما ) استفاده کنيد .
ب ) از مواد متفاوت با ضرايب انبساط حرارتی متفاوت بهره بگيريد .
اصل ۳۸ – استفاده از اکسيد کنندههای قوی
الف ) هوای معمولی را با هوای غنی شده جايگزين کنيد .
ب ) هوای غنی شده را با اکسيژن جايگزين کنيد .
ج ) در داخل اکسيژن يا هوا , ماده را در معرض اشعه يونيزه کننده قرار دهيد .
د ) از اکسيژن يونيزه شده استفاده کنيد .
اصل ۳۹ – محيط بی اثر
الف ) محيط معمولی را با محيط بیاثر تعويض نماييد .
ب ) فرايند را در خلا به انجام برسانيد .
اصل ۴۰ – مواد مرکب
ماده همگن را با يک ماده مرکب جايگزين کنيد
فشار کار زمانی احساس می شود که شما کارهای زیادی برای انجام دادن به عهده دارید، اما زمان کافی برای انجامشان ندارید. اگر حس می کنید وقت کم می آورید، باید چه کارکنید؟
همه ی ما گاهی با این مشکل روبرو می شویم. برخی از ما هر روز زیر فشار کار زیاد و زمان کم قرار می گیریم . شروع کار آسان، اما تمام کردن آن و رهایی از مسئولیت بسیار مشکل است.
یکی از دلایل اصلی ایجاد فشار زمان، ناتوانی ما در گفتن کلمه ی " نه " است.
گفتن نه سخت است و حتی برای بعضی ها غیر ممکن.
برا ی اشخاصی که قاطع نیستند، شانه خالی کردن از مسئولیت خیلی مشکل است. با وجودی که خودشان نیز می دانند گفتن " نه " بهتر است. وقتی رییسان کاری را بر عهده ی ما می گذارند گفتن " نه " مشکلتر هم می شود، حتی اگر بدانیم نگفتن نه " فشار زمانی " برای ما ایجاد می کند.
بسیاری از افرادی که 70،80 یا حتی 90 ساعت در هفته کار میکنند بسیاری از آنها از کارشان لذت نبرده و نمی برند . تعداد زیادی از آنها فکر میکنند نوع رفتار آنها باعث شده دیگران از آنها سواستفاده کنند، اما هیچ یک از آنها به این نتیجه نرسیده اند که خودشان باعث ایجاد چنین شرایطی شده اند. فرض کنید یک روز عصر رئیستان پیش شما بیاید و از شما بخواهد روی یک پروژه ی جدید کار کنید. شما هم بلافاصله بگویید "چشم حتما این کار را می کنم." رئیستان خوشحال و خندان و با خیال راحت از آنجا می رود، چون فکر می کند همه چیز روبه راست، اما گویا چیزی که شما باید می گفتید این بود: " ببخشید آقا/ خانم رئیس، من واقعا دوست دارم این کار را انجام بدهم، اما کارهایی که الان در دست دارید را از یاد برده اید. با خود می گویید: کدام یک از آنها را کنار بگذارم واین کار را شروع کنم؟" اگر به اندازه ی کافی گرفتار هستید و موفق نمی شوید این را بگویید،... بنابراین مقصر خودتان هستید.
این درست است که خود رئیس بدون آن که شما به او چیزی بگوئید، باید بداند که چقدر کارتان زیاد است، اما این اتفاق هیچ وقت نمی افتد، واقعیت این است که روسا هیچ وقت نمی دانند شما چقدر کار دارید تا آن که خودتان به آنها بگویید یا آن که از پس کار، بر نیایید و کار نا تمام بماند. میزان کار خود را معیین کنید و زمانی که لازم است، بگویید "نه".
وقتی شخصی حس می کند تحت فشار زمان قرار دارد، و در عین احساس تعهد نیز بکند، نمی تواند کارش را آن طور که باید درست و به نحو احسن انجام دهد.
سركوب كردن نوآوري و خلاقيت كاركنان متأسفانه يكي از اتفاقات شومي است كه حاصلش بازي بازنده- بازنده براي فرد و سازمان است. اينكه چرا چنين مي شود خود حكايتي مفصل است، ولي گاهي اوقات ما خودمان هم ناخواسته و ندانسته روح نوانديشي و كارآفريني را در خود و ديگران سركوب مي كنيم. خانم رزابت كانتر با زباني ساده، ده قانون مهم براي نابودي خلاقيت و نوآوري معرفي كرده كه توجه معكوس به آنها مي تواند منشأ اثرات ارزنده برای «درانداختن طرحي نو» در سازمان شود.
به بیان دیگر اگر درپی نابودی خلاقیت و نوآوری دیگران و به ویژه زیردستان خود هستید توجه به نکات زیر ارزنده خواهد بود (!):
1- به هر ايده ي تازه اي كه از طرف زيردستان به شما ارايه مي شود با ترديد و بدگماني نگاه كنيد، صرفاً به اين علت كه هم جديد است و هم از طرف زيردستان پيشنهاد شده است.
2- بر اين پافشاري كنيد كه كاركناني كه براي اقدام به كاري، به تصويب شما نياز دارند، ابتدا به چندين گروه ديگر از مديران مراجعه كرده و از آنها نيز تأييديه بگيرند.
3- از واحدهاي سازماني و افراد بخواهيد در مورد پيشنهادهاي يكديگر به بحث و مجادله پرداخته و آنها را مورد انتقاد قرار دهند (اين تدبير بار تصميم گيري را از شانه ی شما برمي دارد. فقط كافي است نظريه ی موفق را انتخاب كنيد.)
4- انتقادات خود را آزادانه ابراز كنيد، اما از تحسين خود داري كنيد (اين كار همواره زيردستان را مضطرب و گوش به زنگ نگه مي دارد). بگذاريد بدانند امكان اخراج آنها هميشه وجود دارد.
5- براي منصرف كردن افراد از گزارش كردن اشكالات در حوزه ي كاري خود، با مشكلات به عنوان نشانه هاي عدم موفقيت برخورد كنيد.
6- به طور مكرر، همه چيز را با دقت كنترل كرده و اطمينان حاصل كنيد كه افراد، به هر آنچه مي تواند مهم باشد، اهميت مي دهند.
7- در مورد تجديد سازمان يا تغيير در رويه ها و سياست ها، محرمانه تصميم بگيريد و به صورت ناگهاني آنها را به افراد اعلام كنيد (اين تدبير آنها را در حالت آماده باش نگه مي دارد).
8- اطمينان حاصل كنيد هر نوع تقاضا براي دريافت اطلاعات كاملاً دليل داشته باشد و اطلاعات مذكور به راحتي توزيع نشود (بديهي است مايل نخواهيد بود اطلاعات به دست افراد ناباب برسد).
9- تحت عنوان تفويض اختيار و مشاركت، مسئوليت تشخيص، كنارگذاردن يا جا به جا كردن افراد را به سطح مديريت پايين تر واگذار كنيد.
10- مهم تر از همه، فراموش نكنيد كه شما مقامات بالاتر، بايد قبل از همه از نكات مهم درباره ي اين كسب و كار مطلع شويد.
راستي، آيا اين موارد برايتان آشنا نبودند؟!
الهي ! دانايي ده که از راه نيفتم و بينايي ده که در چاه نيفتم .
الهي ! آفريدي رايگان و روزي دادي رايگان ، بيامرز رايگان که تو خدايي نه بازرگان .
الهي ! بنياد توحيد ما خراب مکن وباغ اميد ما بي آب مکن .
الهي ! مي بيني ومي داني و بر آوردن مي تواني .
الهي ! بود ونا بود من تورا يکسان ، از غم مرا به شادي رسان .
خواجه عبدالله انصاري
سلام ای محبوب من !ای معشوق من! و ای زیبای من!
ای خدایی که با همه ی وجود دوستت دارم!
اینک فرصتی است تا با تو سخن بگویم.
خدایا این عزت ، مرا بس است که من بنده ی تو هستم.
و این افتخار ، مرا کافی است که تو پروردگارمنی.
تو آنچنانی که دوست دارم.
مرا آنچنان قرار بده که دوست می داری.
ای خدای بزرگ و ای کمال مطلق!
ای خدایی که مرا به تکنولوژی عشق فراخواندی و آن گونه اراده کردی که در این مقطع از تاریخ زندگی من تحولی ایجاد شود. اینک من به عنوان دانشجوی موفق تکنولوژی فکر در مسیر زندگی، راه نوینی را یافته ام. راهی که برای من دستاوردهای بزرگی از تحول، موفقیت و سعادت را به دنبال دارد.
ای خدای رحمان! اینک در زندگی من، نقطه ی عطفی ایجاد شده است و من تولدی دوباره یافته ام و می روم تا با اعتماد به نفسی عالی، با باورهای درست و با افکاری مثبت و هدفمند از زندگی خود یک شاهکار بسازم و یقین دارم که در این مسیر ، تو در هر لحظه و همه جا همراه من خواهی بود و به من کمک خواهی کرد.
ای مونس تنهایی من! اینک من به عنوان یک انسان، به عنوان جانشین تو روی کره زمین می روم تا با فرماندهی درست سفینه ی وجودم، به جزایر قشنگ زندگی سفر کنم و از لحظه لحظه های زندگیم لذت ببرم.
ای خدای آسمان ها وزمین! امروز این بنده ی کوچک تو در نهایت تواضع و خشوع و با عشق واحساسی بی نظیر به شناخت مجدد تو پرداخته است و من اینک از تو باور دیگری دارم. یقین دارم که تو به درستی مرا دوست داری و من با تمام وجودم به تو عشق می ورزم.
ای محبوب من! من عشق را از تو آموخته ام و اینک به تمام کاینات، حیوان ها، گیاهان و همه ی انسان ها عشق می ورزم و یقین دارم آنچه از تو ومظاهر این دنیا به من می رسد، خیر مطلق است و تو مرا از هر گونه شری در امان نگه می داری.
ای خالق من! ای که از روحت در من دمیدی و مرا اشرف مخلوقات خود خواندی و آسمان و زمین را به تسخیر من درآوردی. اینک من به عنوان انسانی بزرگ و صاحب اقتدار و شخصیت می روم تا در عرصه ی این دنیا اظهار وجود کنم و با سایر انسان ها، عالی ترین رابطه ها را برقرار سازم.
ای محبوب زیبای من! به تو قول می دهم اینک که خود را باز یافته ام و با تکنولوژی فکر، نظام تفکر و باورهای خود را متحول ساخته ام، می روم تا انسانی بزرگ، با شخصیت، امین، صادق، استوار، قاطع، مصمم، صمیمی، مهربان و متواضع باشم و با سلاح عشق و ایمان و با استفاده از قدرت بی کران فکر و ضمیر ناخودآگاه خودم زندگی زیبایی را آغاز کنم و درهمه ی عرصه های زندگی، طوفانی از موفقیت به پا کنم.
و یاد گرفته ام که اینگونه زندگی کنم:
شاد اما دلسوز، ساده اما زیبا، مصمم اما بی خیال، متواضع اما سربلند، مهربان اما جدی، سبز اما بی ریا ، عاشق اما عاقل.
و در انتها "از کسی که آن روی دیگر زندگی را هم به من نشون داد و گفت که میشه با تغییر دادن ذهنیت و باورهای خودمون خوشبخت ترین موجود روی زمین شویم"، صمیمانه تشکر می کنم و آرزوی بهترین ها را برای ایشون از خالق همه ی هستی، آرزومندم.![]()
باب مدیریت بر کارکنان فرهیخته
(به بهانه درگذشت پروفسور پیتر دراکر؛ پدر مدیریت نوین)
* آيا پول مي تواند به عنوان انگيزه گفتاری در كاركنان فرهيخته موثر باشد؟ -پیتر دراکر: از اين پس نمي توان در ازاي پرداختهاي بيشتر به افراد در آنان وفاداري به وجود آورد. چنين امري زماني حاصل مي شود كه در كاركنان فرهيخته اين اطمينان به وجود آيدكه سازماني كه فعلاً آنان را در استخدام خود دارد در مقايسه با ديگر سازمانهـــا فرصتهاي استثنايي تري را براي كسب حداكثر بهره وري از آنها به آنان ارائه داده است.
* كاركنان فرهيخته را چگونه بايد مديريت كرد؟
-پیتر داراکر: كاركنان فرهيخته بايد به گونه اي مديريت شونــد كه گويي افرادي داوطلب هستند. آنها مي توانند ابزارشان يعني فكرشان را به دست بگيرند و به هر جاي ديگر بروند. آنان خود را به عنوان يك متخصص مي بينند نه يك مستخدم. كاركنان فرهيخته را هرگز نمي توان تحت نظارت دقيق قرار داد زيرا آنان بيش از هر فرد ديگر در سازمان به كار خود واقف و بر مسائل حرفه اي خود اشراف دارند. حتي در ژاپن هم كاركنان فرهيخته، علي رغم تاكيد زيادي كه بر وفاداري و تعهد مادام العمـر مـــي شود به سرعت جابجا مي شوند و نقل و انتقال مي يابند. مديريت كاركنان فرهيخته بايد براساس اين تفكر باشد كه شركت نياز به آنها دارد بيشتر از اينكه آنها به شركت نياز داشته باشند. آنها در يك سازمان كار مي كنند، متعلق به سازمان نيستند. آنها خود را با دانش خــود مي نمــايانند و شغل خود را به عنوان زندگي مي بينند. اين گروه در انديشه دريافت مادي نيستند ولــي مي خواهند كه كار پرجذبه و چالش آفرين باشد. افزون بر اين مي خواهند كه رسالت سازمان را به خوبي بدانند و بدان اعتماد و ايمان داشته باشند.
مدیر شدن ممکن است حرکتی نامحبوب باشد. ممکن است افرادی وجود داشته باشند که وقتی شما مدیرشان می شوید احساس حسادت ، تنفر ویا نگرانی کنند و همین مسایل باعث رفتار های منفی در آنها گردد. برخی از آنها ممکن است آشکارا بخواهند دردسرآفرینی کنند! این را بایستی تا حدودی بخشی از لوازم مدیریت بدانید و برداشت شخصی نکنید- حتی اگر به نظر دشوار بیاید- اما اگر افراد مشخص هستند که شما با آنها مشکل دارید، صرف وقت برای جلب اعتماد آنها اغلب کارساز و با ارزش است. هیچ نسخه یکسانی برای حل تعارض های کاری وجود ندارد، اما روش های ساده و قابل یادگیری ممکن است کمک کنند. گوش دادن و باز خورد می توانند کارساز باشند. در ذیل مواردی که می توانند مدیران در برخورد با تعارض ها انجام دهند به گفته آقای مهدی شریعتمداری از این قرار است:
1- از افراد بپرسید که چه احساسی در مورد وضعیت تعارضی دارند.
2- واکنش مشخصی مبتنی بر نظر خودشان نشان دهید- مثلا با استفاده از جملات متفاوت چیزهایی را که شنیده اید خلاصه کنید تا مطمئن شوید که شما موضع و نظر آنها را درک کرده اید. می توانید بگویید که " می توانم احساس شما را درک کنم."
3- تلاش کنید که احساسات عمیق خود را با شما در میان بگذارید.
4- احساس خود را بیان کنید و دلیل آن را بگویید و اطمینان یابید که فرد شما را درک می کند، مثلا بگویید، در این مورد چه فکر می کنید؟
5- ایده ای در جهت پیدا کردن راه حلی که مورد توافق هر دوی شماست پیشنهاد کنید یا جویا شوید. مثلا بگویید، آیا راهی هست که هر دو به توافق برسیم؟
سعی کنید بر روی چیزهای کوچک توافق کنید و بر روی این توافق ها، توافقهای مهمتر را بسازید. بر توافقها – نه تفاوتها – تاکید ورزید.
هر يک از ما انسان ها يگانه هستيم و نگرش ما به زندگي متفاوت از ديگران است. ارجحيت هاي خود را داريم و مسائل را به طريقي خاص تفسير مي کنيم. زيرا هر يک از ما به طريق خاصي پرورش يافته ايم و به ما آموزش داده اند تا به طرق خاصي فکر کنيم، بنابراين همه ي ما روش هاي ظريف خود را در حل تعارضات و دلايل خود را براي توجيه علل وقوع اتفاقات داريم. هر يک از ما براي اهميت قائل شدن به آنچه که واقعاً مناسب و مهم مي دانيم، درجه بندي هاي مختلفي داريم و تقريباً همواره مي توانيم اشتباهاتي را در شيوه هاي فکري و رفتاري ديگران بيابيم و اعتبار ديد خود را نسبت به واقعيتي، با ارائه مثال هايي که تصور مي کنيم حقانيت ما را به اثبات مي رساند، مطرح سازيم. خلاصه، شيوه نگرش ما به زندگي از نظر خود ما بر حق، منطقي و صحيح است. مشکل اين است که همه همين تصور را دارند!
همسران، فرزندان، والدين، دوستان، همسايگان ما ( و همه) بر اين عقيده اند که فقط ديد آنها دقيق ترين ديدهاست. و مسلماً افراد متوجه نمي شوند که چرا نگرش و تفکر شما با آنان متفاوت است و تصور مي کنند چقدر خوب مي شد اگر شما مانند آنها فکر مي کرديد و در آن صورت همه چيز به خوبي پيش مي رفت.
با علم به حقيقت اين موضوع، چرا اکثر ما از اين که با ما مخالفت شود، ناراحت و مستأصل مي شويم؟ چرا از اظهار نظر، ديدگاه متفاوت، تعبير و تفسير متفاوت شخصي که مي شناسيم يا دوست داريم به آساني ناراحت مي شويم؟ چرا از اين که تصور مي کند ما اشتباه مي کنيم، ناراحت مي شويم؟ پاسخ اين سؤالات بسيار ساده است. ما اين نکته را فراموش کرده ايم که از ديدگاه روان شناسي، واقعيت هاي هر يک از ما با ديگري متفاوت است. تفسير ما از وقايع اطراف به عوامل مختلفي که منحصر به زندگي ماست، بستگي دارد. کودکي و تجربيات ِ (مثلاً) همکارتان با شما متفاوت بوده (و هست)، پس تعبير او از زندگي با شما متفاوت است. اتفاقي که او را ناراحت مي کند ممکن است از نظر شما کاملاً بي اهميت به نظر آيد و بالعکس.
براي آنکه آرام شويد و واکنش کمتري بروز دهيد، به خود يادآوري کنيد که اشکالي ندارد کمي با هم تفاوت داشته باشيم. به جاي آن که از اين حقيقت زندگي تعجب کنيد، مي توانيد بياموزيد که انتظار آن را داشته باشيد و حتي به استقبال آن برويد. به جاي آن که وقتي يکي از عزيزانتان با شما مخالفت مي کند عصباني شويد، سعي کنيد که به خود بگوييد «واضح است که او ديدي متفاوت دارد». به جاي برخورد تدافعي در مقابل کسي که در تفسير واقعيتي با شما اختلاف نظر دارد، از موارد مشترک معدودي که در ديد و تفکر داريد خوشحال و متشکر باشيد.
شما مي توانيد «موافق مخالفت باشيد». اين بدان معني نيست که ديدگاه شما کم اهميت يا نادرست است، بلکه شما نبايد در مواجهه بااين حقيقت که ديگران همواره با شما موافق نيستند و يا اين که ديدي متفاوت از شما دارند، مستاصل و درمانده شويد. موارد بسياري وجود دارد که پافشاري شما بر نظرات و ارزش هاي خودتان صحيح است، ولي مي توانيد اين کار را با احترام و درک خالصانه نسبت به نظرات ديگران نيز انجام دهيد. با اين کار بسياري از فشارها و بحث هاي احتمالي را محو مي کنيد و طرفِ مقابل، احترام قلبي شما را حس مي کند ، در نتيجه واکنش کمتري در قبال شما بروز مي دهد. به علاوه، به مرور که اين ديدگاه را ( که در قبال مخالفت ها، واکنش نشان ندهيد) در اعمال متقابل خود با ديگران بيشتر وارد کنيد، خود را براي شنيدن عقايد ديگران مشتاق تر خواهيد يافت و در نتيجه احساسات مثبت هر شخصي را گلچين مي کنيد و اجازه چنين کاري را نيز به ديگران مي دهيد. بنابراين همه برنده هستند.
اين تغيير ديدگاه به بسياري از ازدواج ها، دوستي ها و روابط خانوادگي کمک مي کند. اين کار آسان است و زندگي را شاداب تر مي کند. پس، از امروز سعي کنيد موافق مخالفت ها باشيد. تلاش ارزشمندي است.